فرونت پیج 5

فوتبال و ضايعات مغزي

 

 

گرد آوري : تيم كميته پزشكي فيفا F-MARC متشكل ازپروفسور يري ووراك ، پروفسور توني گراف با ومن و دكتر آستريد جونگ از كلينيك شولتس در زوريخ با همكاري پروفسور دكتر كارن جانستون جراح مغز و اعصاب و استاد دانشگاه " مك گيل " مونترآل ( كانادا )

اشاره :

فيفا اخيراً تحقيقات جامعي را در مورد سر و ضايعات مغزي و نيز ارتباط آن با فوتبال و سلامت بازيكنان انجام داده است. دانستن اين موضوع براي فوتباليست ها و به ويژه بازيكنان سرزن يا به قولي « سرطلايي » بسيار مهم است. عدم رعايت اصول سرزني كه مطمئناً در آينده و در مبحث جداگانه اي به آن خواهيم پرداخت به مرور باعث آسيب ديدگي و تخريب بافت سربرال يا مغزي مي شود . اين مسئله موجبات نگراني مسئولان فيفا را برانگيخته است. اين تحقيق از سال 98 و در جام جهاني مردان شروع شده و در طول تحقيقات ، هر دو طيف بازيكنان زن و مرد در گروه هاي مختلف سني مورد بررسي قرار گرفتند. در روند اين بررسي ها حدوداً  10155 ساعت بازي مربوط به 398 مسابقه مختلف مد نظر قرار گرفته  است .

اولين اطلاعات آماري ارقامي در اين مورد در اولين كنفرانس بين المللي آسيب ديدگي در ورزش كه در شهر وين اتريش در نوامبر 2001 برگزار گرديد ارائه شد .

اين سمينار با همكاري فيفا ، IOC ( كميته بين المللي المپيك ) و IIHF ( فدراسيون بين المللي هاكي روي يخ ) انجام شد . بر طبق نتايج اعلام شده كمترين مصدوميت در رقابت ها مربوط به جام جهاني زنان 1999 با 39 مصدوميت در هر 1000 ساعت بازي بوده است. اين در حالي است كه بيشترين رقم مربوط به جام جهاني جوانان 2001 ( 143 مورد ) و جام جهاني فوتسال 2000 ( 190 مورد ) بوده است.

مصدوميت هاي مربوط به سر در تمام مسابقات مذكور ( 127 مورد ) در حدود 15 درصد كل مصدوميتها بوده است و در كل اين تعداد ، 14 مورد اعلام شد كه مطابق با 4/ 1 درصد در هر 1000 ساعت بازي بوده است. آنچه در اين ميان جاي بحث دارد اين است كه اين مصدوميت غالباً در برخورد سر با بازيكن ديگر اتفاق افتاده و به خاطر هد زدن به توپ نبوده است. اين نگراني ها وقتي بيشتر شد كه نتيجه چنين برخوردهايي را تخريب مسلم بافت مغزي دانستند. خوشبختانه تعداد چنين مصدوميت هايي زياد نيست و معمولاً پس از برخورد شديد سرِ دو بازيكن يا آرنج به سر اتفاق مي افتد و باعث آسيب ديدگي بافت سطحي و جداره مغز مي شود.

معمولترين آسيب ديدگي هاي مغزي نتيجه برخوردهاي شديد است و درصد آسيب اين به قولي تصادم ها در ورزش ( CISG) بستگي به محل برخورد دارد. به طور كلي ازاصلي ترين مشكلات به وجود آمده پس از آسيب ديدگي مغز مي توان به از دست دادن حافظه يا امنزيا

( Amnesia) اشاره كرد و اثرات اين عارضه مي تواند شدت و وخامت آسيب ديدگي را تعيين كند.

 

 

آثار و علائم برخورد شديد

هر يك از علائمي كه در ادامه به آن اشاره خواهيم كرد مي تواند تأييد كننده برخورد و آسيب ديدگي مغزي باشد و پزشك يا مربي در اين هنگام بايد يك سري تمهيدات ابتدايي را انجام دهد. توجه داشته باشيد در اين حالت امكان دارد بازيكن ، هوشياري خود را حفظ كرده باشد .

مسائل تعيين كننده

عدم آگاهي از اتفاق ، رقيب ، نتيجه ي بازي ، زمان ، روز و مكان ، گيجي ، از دست دادن حافظه واز دست دادن هوشياري.

نشانه هاي واضح وتيپيك

Typical Symptoms

سردرد، سرگيجه، تهوع ، لرزش ، عدم تعادل  ، سياهي رفتن چشم، خيره شدن چشم يا گيجي ، به ياد نياوردن يا نشناختن ، احساس برق زدگي چشم ، صدا كردن گوشها و دو بيني . ساير علايم مثل خواب آلودگي ، خواب سنگين، احساس كندي و خستگي مفرط  نشان بروز آسيب هاي مغزي و يا مشكلاتي است كه حل نشده است.

 

 

علائم فيزيكي Physical signs

 اين علائم ممكن است در حين معاينه بازيكن مشخص شود. از دست دادن هوشياري ، آسيب ديدگي بافت محل ضربه خورده ، تشنج شديد ، حمله ناگهاني مغزي ، راه رفتن غير طبيعي ، اختلال و بي تعادلي بدون حركت اعضاي بدن ، از دست دادن تعادل ، تأخير بسيار در پاسخ به سؤالات يا تعقيب مسائل ، ترسو بودن ، عدم توانايي تمركز ، بروز رفتار غير مناسب و غير طبيعي و بالاخره كاهش مشخص توانايي بازي.

پزشك يا مسئول امور پزشكي تيم بايد با تستهاي مختلف شناسايي و تشخيص آسيب ديدگي مغز بازيكنان در شرايط اضطراري آشنا باشد . از جمله اينها بايد به تست هاي نروفيزيولوژيك اشاره كرد. ( به عنوان مثال تست هاي عملكرد حافظه و تمركز ) . البته آزمايش هاي سريع و كوتاه توصيه شده نمي تواند اهميت و اطمينان تست هاي نروفيزيولوژيك را داشته باشد.

آزمايش هاي نروفيزيولوژيك يكي از اصلي ترين مراحل ارزيابي بروز آسيب ديدگي است كه در تشخيص و انجام كمكهاي لازم در بازيكن بسيار مؤثر است. براي بالا بردن كيفيت و نتيجه گيري از اين تستها ، ابتدا بايد يك تست پايه انجام شود. ( تفاوت قدرت و توانايي يك بازيكن آماده در قبل و بعد از چنين آسيب ديدگي هايي كامل مشخص مي شود. )

عكسبرداري بافتهاي مغزي – عصبي مثل MRI و CT اسكن در چنين مواردي كاملاً تعيين كننده است و مورد توجه قرار مي گيرد. ديگر روش تشخيص بررسي و آناليز بيوشيمي سرمهايي مثل SIOOB پس از آسيب مغزي مهم است. مطالعات ژنتيك نيز در تشخيص ضربه مغزي قابل استفاده است.

 

 

بازي با ترديد ممنوع !

هنوز در مورد اين كه چه زماني بازيكن به طور كامل از آسيب مغزي بهبود يافته و مي تواند به ميدان بازگردد راهكارهاي تشخيصي يا دستورهاي مشخصي منتشر نشده ، اما پزشك تيم بايد شخصاً مواردي را كه بر طبق آن نبايد به بازيكن اجازه حضور در بازي يا تمرينات را بدهد مدنظر داشته باشد. با اين همه ، اگر يك بازيكن هر يك از نشانه ها يا علايم آسيب يا ضربه مغزي را نشان داد، موارد زير لازم الاجرا خواهد بود.

1- به بازيكن نبايد اجازه داده كه تمرين يا مسابقه آن روز را ادامه دهد.

2- بازيكن را تنها گذاشت  و بايد از او  مراقبت كرد تا عارضه احتمالي شناسايي شود.

3- بازيكن بايد از نظر پزشكي مورد معاينه قرار بگيرد.

4- بازگشت به ميدان بايد پس از انجام مراحل و معاينات دقيق صورت بگيرد.

در صورت وجود علايم مشخص ، بازيكن حق بازگشت به ميدان را نخواهد داشت. اين علايم با عبارت « وقتي مشكوك است او را بيرون بگذاريد» معرفي مي شود.

بازگشت بازيكن پس از برخورد شديد پس از مراحل زير ممكن خواهد بود:

1- مدتي استراحت مطلق و عدم وجود نشانه هاي عارضه و صدمه ديدگي . البته مورد دو بايد انجام شود.

2- تمرينات سبك هوازي مانند را ه رفتن يا كار با دوچرخه ثابت .  

3- تمرينات ويژه ورزشي ( مثل اسكيت در هاكي يا دويدن در فوتبال ) .  

4- تمرينات روزمره بدون برخورد با بازيكنان و بصورت انفرادي .

5- تمرينات كامل پس از تأييد كامل كادر پزشكي .

6- حضور در مسابقات .

توجه داشته باشيد در اين مراحل پشت سرهم ، بازيكن وقتي اجازه آغاز مرحله بعدي را خواهد داشت كه در مرحله قبلي بدون هيچ علامت يا مشكل خاصي كار خود را دنبال كرده باشد. در صورتي كه هر يك از علايم بعد از ضربه بروز كند، بايد بازيكن را بلافاصله به مرحله قبلي بازگرداند .  توجه داشته باشيد كه پس از يك روز، او آمادگي رفتن  به مرحله جلوتر را داشته باشد .

 

پيشگيري و آگاهي

رعايت بازي جوانمردانه و تأكيد داوران بر اجراي قوانين بازي ، دو عامل مهم در كاهش و پيشگيري صدمات و آسيب مغزي است. به ويژه اين كه داوران بايد با جديت با ضربات آرنج كه متأسفانه اين روزها در فوتبال زياد از آن استفاده مي شود با كارت زرد و قرمز برخورد كنند چرا كه اين ضربات مي تواند سبب آسيب ديدگي هاي جدي در نواحي مختلف بدن از جمله سر شود.

چند راهكار وابسته به هم براي به حداقل رساندن آسيب هاي مغزي در فوتبال توصيه شده است. شايد در آينده كلاه هاي محافظ خاصي براي بازيكنان فوتبال ساخته شود. با اين وسيله تحقيقاً مي توان درصد زيادي از بروز صدمات مغزي جلوگيري كرد. البته تاكنون هيچ محافظ قابل استفاده و مورد تأييدي براي كمك به اين مسئله ساخته نشده است.

البته كارشناسان معتقد هستند استفاده از پوشش محافظ ممكن است با استقبال بازيكنان فوتبال روبرو نشود چون بر عملكرد آنها تأثير خواهد داشت و حتي ممكن است ريسك آسيب ديدگي سر و مغز افزايش يابد.

برخوردهاي ورزشي ممكن است نتايجي چون آسيب هاي جدي نورولوژيك ( عصبي) ، حافظه اي و سايكوسوشال ( رواني) در بر داشته باشد و حتي مي تواند سرنوشت بازيگري و حتي زندگي يك بازيكن را تغيير دهد.

اين حقيقت ، اين نياز را طلب مي كند كه داوران بايد آموزش هاي ويژه اي ببينند و و قوانين فوتبال بايد براي مقابله با خشونت و حفظ سلامت بازيكنان قاطعانه باشد.

مراقبت هاي ويژه از بازيكنان آسيب ديده از ناحيه سر و مغز تا زمان بازگشت دوباره به ميدان ، يكي از مباحث عمده و مهم پزشكي – ورزشي است . به هر حال موارد مشكوك از علايم مشخصه ارزيابي و شدت آن مشخص مي شود.

پزشكان ورزشي و ديگر مسئولان پاسخگو در مورد امور پزشكي بايد رابطه نزديكي با بازيكنان داشته باشند و در مواقع لزوم بتوانند به سرعت وارد عمل شوند.  مربيان نيز از مسائل بازيكنان به دور نيستند چون مسئوليت بازي و آمادگي بازيكنان بر عهده آنهاست. در مجموع ، هر فردي كه نگران سلامتي خود و اطرافيانش است  بايد در مورد مصدوميت هاي مختلف و از جمله برخوردهاي سر ، اين اطلاعات را داشته باشد. در صورتي كه مربي در برخوردهاي شديد سر بازيكنان از بيرون آوردن وي از زمين خودداري كند  شايد مدتي بعد بازيكن دچار حمله مغزي شده و به دليل عدم مراقبتها و تمهيدات لازم دچار مشكل شود و مسلماً علت اصلي اين اهمال نداشتن اطلاع كافي از چنين ضايعات و آسيب هايي است و امكان دارد بعدها مسئوليت هر گونه حادثه اي را متوجه خود ببيند. برخوردهاي سر به عنوان يكي از پيچيده ترين عارضه ها و آسيب هايي كه مغز را تحت تأثير قرار مي دهد در علم آسيب شناسي ( پاتو فيزيولوژي ) معرفي شده است چرا كه حاصل ضربه هاي بيو مكانيك شديد است.

در پايان اين مقاله اشاره اي به چند عامل معمولي كه البته قسمتي از عوامل به وجود آوردن آسيبهاي پاتولوژيك ، كلينيكي و بيومكانيكي مغزي هستند را عنوان مي كنيم.

1- آسيب مغزي ممكن است به دليل يك ضربه مستقيم به سر، صورت ، گردن و قسمتهاي ديگر بدن كه به مغز پيام مي فرستد به وجود بيايد.

2- آسيب مغزي معمول مي تواند در نتيجه يك شوك كوتاه مدت و سريع به عملكرد بافت عصبي كه معمولاً به طور ناگهاني حل مي شود، باشد.

3- آسيب مغزي در اثر سندروم هاي كلينيكي است كه ممكن است از دست دادن هوشياري را به همراه داشته يا نداشته باشد. علايم كلينيكي و مربوط به هوشياري شديد معمولاً با عوارض بعدي نيز همراه است.

4- آسيب مغزي معمولاً با بررسي ها ، عكسبرداري از سلولها و بافت عصبي ، دقيق تر شناسايي مي شود.

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

نقشه سایت

شما اینجا هستید: صفحه اصلیمطالب آموزشی فوتبالآسیب های ورزشی
Go to top