اضطراب و برانگیختگی در ورزش

اصطلاحهای اضطراب و برانگیختگی ، توسط نویسندگان ، هم در رسانه ها و هم در نوشتار علمی به جای یکدیگر به کار برده شده اند . برای مثال ایزوآهولا و هتفیلداصطلاح اضطراب را در همان متنی به کار برده بودند که برد و کری۲ اصطلاح برانگیختگی را به کار برده بودند . اما در سالهای اخیر ، نویسندگان و پژوهشگران در روانشناسی ورزش ، متوجه شده اند که اضطراب و برانگیختگی مترادف نیستند . آنها را به گونه ای متفاوت اندازه می گیرند ، و در واقع ، فنون متفاوتی را باید برای تعدیل آنها به کار برد .
برانگیختگی از لحاظ سنتی به عنوان فرایندی فیزیولوژیکی تعبیر و اندازه گیری شده است که دامنه آن از حالت خواب تا هیجان بالا گسترده است .
برانگیختگی حتی در نوشتار اخیر ، اغلب توسط تغییر در میزان ضربان قلب و تنفس ، میزان عرق کردن ، و اندازه گیریهای فیزیولوژیکی دیگر ، تعیین می شود . اما اکسندین و انشل جنبه های عاطفی برانگیختگی ، از جمله احساسهای مثبت ، ( مثلاً ، هیجان ، خوشحالی ) و احساسهای منفی (مثلاً ، ترس ، خجالت ، دست پاچگی ، و افسردگی ) را اندازه گیری کرده اند . این گونه عواطف ممکن است همبستگی زیادی با پاسخهای فیزیولوژیکی داشته باشند یا نداشته باشند . اضطراب نیز بر حسب ویژگیهای بدنی و شناختی اندازه گیری شده است . ایزوآهولا و هتیفلد ، دیدگاهی چند بعدی از اضطراب را اختیار می کنند و مدعی هستند که اضطراب دارای اساسی فیزیولوژیکی و هم روانی است. تلاشهای اخیر در اندازه گیری اضطراب حالت در ورزش عناصر شناختی و بدنی را نیز منظور کرده اند. اضطراب شناختی در بردارنده ی نگرانیهای منفی درباره ی عملکرد و احساسهای ناخوشایند دیگر است. در حالی که اضطراب بدنی در بردارنده ی نشانه های واکنش های خودمختار مانند ناراحتی معده ، عرق کردن ، و افزایش ضربان قلب است . دست کم یک پژوهش ماهیت مستقل اضطراب شناختی و بدنی را تأیید می کند . برای نمونه ، انشل و دیگران مؤثر بودن راهبردهای مقابله ی آزمودنیها بر عملکرد پرتاب نیزه ، عواطف ، و تنش عضلانی آنها بلافاصله بعد از دریافت بازخورد کلامی انتقادی ، بررسی کردند . در حالی که راهبردهای مداخله گر به عملکرد کاملاً بهتر و احساسهای ناخوشایند (یعنی اضطراب شناختی ) منتهی شدند ، تنش عضلانی ( یعنی اضطراب بدنی ) که توسط الکترومیوگرافی (ثبت تغییرهای الکتریکی توان عضله ) اندازه گیری شد تحت تأثیر راهبردها قرار نگرفت.لندرز و باچراضطراب حالت را به عنوان گسترش بر انگختگی بالا در نظر می گیرند . به گفته ی این پژوهشگران ، «زمانی که سطوح برانگیختگی بی نهایت بالا رود ، شخص واکنش های عاطفی نامطبوع تجربه می کند این حالت نازسازی را اغلب به عنوان استرس یا اضطراب حالت می خوانند . بنابراین اضطراب ، اساساً واکنش عاطفی نامطبوع در برابر تحریک ( برانگیختگی) نظام عصبی خودمختار (یعنی ، پاسخهای فیزیولوژیکی خارج از کنترل مانند ضربان قلب ، میزان تنفس ، و عرق کردن ) است . اخیراً گلدوکرین چنین استدلال کردند که اضطراب را می توان اثر عاطفی یا بعد شناختی برانگیختگی به شمار آورد. بنابراین با توجه به نوشتار موجود می توانیم نتیجه بگیریم که برانگیختگی اساساً پاسخی فیزیولوژیکی است ، در حالی که اضطراب به طور عمده فرایندی شناختی است . اما اضطراب و برانگیختگی هر دو در بردارنده ی تظاهرات روانی و فیزیولوژیکی هستند . اضطراب در ورزش ، منعکس کننده ی احساسهای ورزشکار مبنی بر این است که ممکن است اشتباهی پیش آید ، نتیجه ممکن است موفقیت آمیز نباشد ، و یا ممکن است عملکرد به شکست بینجامد . شاید ورزشکار ، رقیب را برتر می بیند یا می دانید که عضوی از تماشاچیان ـ عضوی از خانواده ، داور ، دوست ، هم تیمی ، مربی ـ در حال ارزیابی کیفیت عملکرد اوست . این برداشت ممکن است تهدیدزا باشد ، به ویژه برای افرادی که دارای اعتماد به نفس نسبتاً پایین ، عزت نفس پایین ، یا در گذشته بدون موفقیت بوده باشند . چنین افرادی را گاهی اوقات « بازیکن تمرین » یا « خفه شده ها » می نامند . آنها گرایش بر این دارند که «خشکشان بزند» و یا هنگام مسابقه در مقایسه با تمرین به ویژه در موقعیت های فشار ، ضعیف عمل کنند . آنها به ندرت توان بالقوه ی خود را به فعل در می آورند . این به معنی آن نیست که اضطراب همیشه نامطبوع است . اضطراب اغلب در تیمی بی هیجان و بدون آمادگی مطلوب رخ می دهد که مساعد موفقیت است اما فراموش می کند که رقیبان نیز می خواهند برنده شوند . سطوح اضطراب را باید کنترل کرد نه اینکه حذف کرد(مارک اچ انشل ، ترجمه مسدد،۱۳۸۰)

www.daneshju.ir

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

نقشه سایت

شما اینجا هستید: صفحه اصلیمطالب آموزشی فوتبالروانشناسی ورزشی

گالری تصاویر

Go to top